تبليغاتX
سحرگاهان انتظار
گرچه خسته ام، گرچه دلشکسته ام،

باز هم گشوده ام دری به روی انتظار

تا بگویمت، هنوز هم به آن صدای آشنا امید بسته ام.

 

ای تو صاحب زمان! ای تو صاحب زمین!

دل، جدا ز یاد تو آشیانه ای خراب وبی صفاست

یاد سبز و روح بخش تو یاد لطف بی نهایت خداست

کوچه باغ سینه ام، ای گل محمدی، به عطر نامت آشناست

آنکه در پی تو نیست، کیست؟

آنکه بی بهانه تو زنده است، در کجاست؟

 

ای کرامت وجود! باد غربتی که می وزد به کوچه های بی تو،

بوی مرگ می دهد، - بوی خستگی، فسردگی -

کوچه ها در انتظار یک نسیم روح بخش،

یک پیام آشنا و دلنواز، سینه را گشوده اند.

کوچه های ما همیشه عاشق تو بوده اند.

 

ای کبوتر دلم هوایی محبتت!

سینه ام، آشنای نعمت غم است

گر هزار کوه غم رسد، هنوز هم کم است

از درون سینه ام ناله های مرغ خسته ای به گوش می رسد.

بالهای زخمی ام، نیازمند مرهم است.

 

صبحگاه جمعه ها آفتاب یاد تو ز «ندبه »های ما طلوع می کند.

آنکه شب پس از دعا، با سرود اشتیاق و نغمه امید،

با دلی سفید خواب رفته است،

روز را به شوق دیدنت شروع می کند ای تو معنی امید و آرزو!

ای برای انتظار عاشقانه، آبرو!

عشقهای پاک، در میان خنده ها و گریه های عاشقان،

پیش عصمت الهی ات، خضوع می کند.

 

ای بهانه ای برای زیستن!

اشتیاق، همچو سبزه بهاره هر طرف دمیده است.

جمکران، جلوه ای از انتظار و شوق ماست

ای بهار جاودان، ای بهار آفرین،

ما در انتظار مقدم توییم، ای امید آخرین!

 

ای عزیز دل، پناه شیعیان ای فروغ جاودان!

سایه بلند نام و یاد تو، از سر و سرای عاشقان بیقرار، کم مباد

قامت بلند شوق، جز بر آستان پرشکوه انتظار، خم مباد.

برای آقا امام زمان(عج)
+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 
 

مصلح بزرگ در کتب آسمانی

ظهور مهدی موعود(ع) از نعمتهای بزرگ الهی است که خداوند به وسیله آن بر مردم و مستضعفان جهان منت گذاشته و اراده کرده آنان را سروری و آقایی دهد. قرآن می گویدم «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون »

و ما، بعد از تورات، در زبور داود نوشتیم [در کتابهای انبیا گذشته وعده دادیم]که بندگان نیکوکار من زمین را به ارث می برند و در آن حکومت خواهند کرد.

در کتابهای تفسیری آمده است: این وعده الهی، در همه کتابهای آسمانی است و مراد از «صالحین » قائم آل محمد، مهدی موعود(ع) و یاران اویند.

علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار توضیح می دهد: بعد از اینکه در همه کتابهای آسمانی پیامبران وعده خود را نوشتیم، در قرآن نیز وعده خویش را تکرار کردیم.

سپس می نویسد: مقصود از «ذکر» تورات است و بعضی از مفسران بر این باورند که مراد از «زبور» همه کتابهای آسمانی است. در کتاب انجیل و تورات، در موارد مختلف از ظهور مصلح بزرگ سخن به میان آمده است که اشاره به نمونه هایی از آن سودمند می نماید:

الف) در عهد جدید چنین می خوانیم: «او پسری خواهد زایید که نامش را «یسوع » «عیسی » می گذارد. آن فرزند مت خویش را از گناهانشان رهایی می بخشد.»

ب) در انجیل یوحنا چنین آمده است: «زیرا در حقیقت شنیده ایم که او «مسیح » نجات دهنه عالم است.»

ج) در انجیل لوقا، به صورت عموم در باره نجات بخش و انتظار آن، چنین می نویسد:

«پس خود را حفظ کنید، مبادا دلها از پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی سنگین گردد.»

«و آن روز ناگهان بر شما آید، زیرا مثل دامی بر جمیع سکنه تمام روی زمین خواهد آمد.»

«پس در هر وقت دعا کرده و بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از جمیع این چیزهایی که در زمین به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسران ایشان بایستید.»

د) در عهد قدیم (تورات) راجع به امنیت کامل برای همه موجودات آمده است:

«در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و مرغان هوا و حشرات زمین عهد خواهم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیت خواهم رسانید و بعد خواب، همراه با آرامش خواهند کرد.»

ه) و نیز در باره نجات مستضعفان و ظهور مصلح بزرگ آمده است:

«هر که تا انتها صبر کند، نجات یابد.»

«زیرا شما را صبر لازم است تا اراده خدای را به جای آورده و وعده او را بیابید»

«زیرا بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تاخیر نخواهد داشت.»

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 

 

دیدار با مهدی عجل الله در سایه قران

مساله دیدار حضرت مهدی(عج) از مسائل مهمی است که در طول قرنهای متمادی قلوب شیعیان مشتاق را به خود مشغول داشته و آنان که عاشق وصال حضرت بوده اند در این انتظار سوخته اند و ساخته اند، از این میان، شایستگان به مقام دیدار نائل آمده اند و از فیض محضر حضرت ولی عصر(عج) بهره مند گردیده اند و چه زیبا به آرزوی خود رسیده اند.

خوشبختانه برای راهیابی و درک محضر امام عصر(عج) از ناحیه معصومین (علیهم السلام) و راه یافتگان به وصال آن حضرت سفارشهایی شده که مشتاقان را به مقصود نزدیکتر می سازد و راهنمای آنان برای تشرف به محضر قدسی حضرت مهدی(عج) می گردد.

حضرت مهدی(عج) در نامه ای که خطاب به شیخ مفید مرقوم نموده، فرموده است:

و اگر خدا شیعیان ما را برای طاعت خود موفق بدارد، در اینکه دلهاشان با هم باشد و به عهد خود وفا کنند، برکت به لقاء ما از آنها تاخیر نیفتد و سعادت مشاهده ما به آنها به زودی خواهد رسید. - که این لقاء و دیدار ما - به سبب حقیقت معرفت و صدقی است که با ما دارند. پس ما را از آنها دور نمی دارد مگر آنچه که از آنها صادر می شود که ما از آن کراهت داریم و برای آنها اختیار نمی کنیم. (1)

و شیخ کلینی در کافی از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده که هر کس بخواند مسبحات، یعنی سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی را پیش از خواب، نمیرد تا درک نماید حضرت قائم(ع) را و اگر مرد در جوار حضرت پیغمبر(ع) خواهد بود. (2)

و امام صادق(ع) فرمود: هر کس سوره بنی اسرائیل را در هر شب جمعه بخواند نمی میرد تا حضرت قائم(عج) را درک کند و از اصحاب و یارانش باشد.(3)

و امام باقر(ع) فرمود:«کسی که مسبحات را بخواند، از دنیا نمی رود تا حضرت مهدی(عج) را درک کند و اگر جلوتر از دنیا برود، در جهان دیگر در همسایگی رسول خدا(ص) خواهد بود.» (4)

شیخ رجبعلی خیاط مردی از پاکان روزگار بوده که درجات عالی سلوک را پشت سر نهاده و به مراتب عالی معرفت رسیده بود، برای این مرد بزرگ حکایات و کراماتی نقل شده که در کتاب ارزشمند «تندیس اخلاص » تالیف حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدی ری شهری مذکور است. به علاوه دستورالعملهای اخلاقی و سفارشهایی از شیخ رسیده است که حکایت یکی از آنها چنین است:

جناب شیخ در برابر درخواستهای مکرر یارانش برای تشرف به محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج) سفارشهای خاصی فرموده است که از جمله می توان به مورد زیر اشاره کرد:

شبی یکصد بار آیه کریمه «رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» (5) قرائت شود. (تا چهل شب)

یکی از کسانی که این سفارش شیخ را دریافت کرده و بر آن مداومت کرده است، پس از چهل روز نزد شیخ می آید و می گوید موفق به زیارت حضرت نشده است. شیخ می فرماید: هنگامی که در مسجد نماز می خواندید، آقای سیدی به شما فرمودند: «انگشتر در دست چپ کراهت دارد» و شما گفتید: «کل مکروه جائز» هم ایشان امام زمان(ع) بودند.

حکایت دیگری نقل شده است که دو فرد مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سیدی می شوند. یکی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان(ع) ذکر سفارش شده مرحوم شیخ را شروع می کند. پیش از شب چهلم، یکی از فرزندان خانواده سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد. مغازه دار می گوید: مادرت هم فقط ما را شناخته، می توانی از دیگری صابون بگیری!

شب که خوابیده است، متوجه می شود از داخل حیاط او را صدا می کنند، بیرون می آید و کسی را نمی بیند. پس از آن که سه بار صدا را می شنود که با نام او را صدا می زنند، در حیاط را می گشاید، در کوچه سیدی را می بیند که روی خود را پوشانده است و می گوید: «ما می توانیم بچه هایمان را اداره کنیم، ولی می خواهیم شما به جایی برسید.» (6)

نقل شده که سید ابوالحسن حافظیان یکی از مفاخر سرزمین خراسان به نقل از مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) متوفی 17 شعبان 1361ه .ق و او هم به نقل از شیخ حسن اصفهانی داستانی به شرح زیر نقل می کند:

من با قدرت زیادی برای توفیق تشرف به پیشگاه حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) تلاش کردم و در این راه از هر ذکر و دعا و توسلی که بلد بودم فرو نگذاشتم ولی توفیق حاصل نشد. شبی در عالم رؤیا به من گفته شد: شما در این راه موفق نخواهید شد زیرا فلان صفت در شما هست تا این صفت را داشته باشید لیاقت دیدار کعبه مقصود را نخواهید داشت.

چون بیدار شدم توبه و انابه کردم و برای اصلاح خویشتن هر روز چند ساعت در حجره را می بستم و مشغول تلاوت قرآن می شدم، بعدها به نظرم رسید که این مدت را در خارج شهر و در فضای آزاد و در محضر قرآن باشم و لذا مدتی طولانی همه روزه به صحرا می رفتم و ساعتها در محضر قرآن بودم و تلاش می کردم که قرآن را با تدبیر و تعقل تلاوت کنم و اعمال و عقاید خود را با آن تطبیق نمایم. روزی مشغول تلاوت قرآن بودم صدایی شنیدم که به من گفت: «تا چهل روز هر روز مسبحات را بخوان و شبهای جمعه سوره مبارکه اسراء را بخوان، بعد از چهل روز من می آیم و تو را به محضر شریف حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) می برم ».

(مسبحات عبارتند از سوره هایی که با «سبح »، «یسبح »، «سبحان » آغاز می شوند.)

شیخ حسن اصفهانی می گوید: تا چهل روز هر روز مسبحات را خواندم و شبهای جمعه سوره اسراء را خواندم. روز چهلم آن هر کس بخواند مسبحات، یعنی سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی را پیش از خواب، نمیرد تا درک نماید حضرت قائم(ع) راشخص آمد و گفت: بیا، مقداری راه رفتم، به دره ای رسیدم، در سرازیری دره به من گفت: من راهنما بودم، من می روم. هنگامی که تو به آخر دره رسیدی وجود مقدس حضرت کعبه مقصود را بر فراز تپه خواهی دید. چیزی نگذشت که وجود مقدس حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) را در هاله ای از نور بر فراز تپه دیدم.

فرمودند: اگر بخواهی یکبار دیگر مرا ببینی وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم علی بن موسی الرضا(ع). این را فرمود و از چشمم غایب شد، مدتها گریستم و مهیای سفر شدم. در مدت چهل روز، خود را به مشهد مقدس رسانیدم، غسل کردم و وارد حرم شدم کعبه مقصودم را باز در بالای سر امام رضا(ع) دیدار کردم. فرمود: وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم حضرت حسین(ع) این را فرمود و از چشمم غایب شد. ده روز در مشهد اقامت نمودم و سپس راهی عتبات عالیات شدم. دو ماه در راه بودم و بعد از دو ماه به سرزمین مقدس کربلا رسیدم. غسل کردم، وارد حائر حسینی شدم، خورشید امامت را در حرم امام حسین(ع) زیارت کردم و خود را بر قدمهای مبارکش انداختم.

فرمود: شیخ حسن حاجتت چیست؟

گفتم: آقا آنچه من فقط از شما می خواهم این است که هر کجا باشم بتوانم شما را زیارت کنم. فرمود: هر وقت خواستی مرا زیارت کنی آیات آخر سوره مبارکه حشر (لو انزلنا هذا القرآن ... الی آخر) را با دعای عهد بخوان. (7)

در پایان غزلی از فیض کاشانی را حسن ختام این مقاله قرار می دهیم.

گفتمش: دل بر آتش تو کباب

گفت: جانها زماست در تب و تاب

گفتمش: اضطراب دلها چیست

گفت: آرام سینه های کباب

گفتمش: اشک راه خوابم بست

گفت: کی بود عاشقان را خواب

گفتمش: بهر عاشقان چه کنی

گفت: برگیرم از جمال نقاب

گفتمش: پرده جمال تو چیست

گفت: بگذر ز خویشتن، دریاب

گفتمش: تاب آن جمالم نیست

گفت: چون بی تو گردی، آری تاب

گفتمش: باده لب لعلت

گفت: از حسرتش توان شد آب

گفتمش: تشنه وصال توام

گفت: زین می کسی نشد سیراب

گفتمش: جان و دل فدا کردم

گفت: آری چنین کنند احباب (8)

پی نوشتها:

1- دیدار با ابرار، شیخ مفید، احمد لقمانی، ص 35، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1374ش.

2- اصول کافی، ج 2، ص 593، دارالاضواء.

3- فضایل و آثار قرائت سوره ها، ص 38.

4- همان، ص 74.

5- سوره اسراء، آیه 80.

6- تندیس اخلاص، محمد محمدی ری شهری، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث،1376ش، ص 84.

7- سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن، غلامرضا نیشابوری، ج 2، ص 64.

8- کلیات اشعار فیض کاشانی، ص 29.

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 

نقش زنان در حكومت حضرت ولى عصر (عج) چگونه خواهد بود؟

بعثت پیامبر اكرم (ص) و گسترش اسلام، علاوه بر تحولات عظیمى كه در دنیا از آن زمان تاكنون ایجاد نموده است، مقام و منزلت و نقش زن در خانواده و جامعه را وارد مرحله‏اى جدید نمود به گونه‏اى كه با قبل از آن به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

در دوران قبل از اسلام، در جوامع مختلف به زن تنها به عنوان وسیله‏اى براى دفع و اشباع شهوات مرد، كار در منزل، تولید مثل، شیردهى و كارگرى بى اراده و اختیار در منزل نگریسته و هیچ گونه حقوق انسانى براى او قایل نبودند و ... كه با انتقال به یكدیگر، در نهایت به عنوان ارث، كارگرى براى خانه وارث مى‏گشت. در برخى موارد هم، چشم نگشوده، در زیر خاك پنهانش مى‏كردند، اما اسلام به زن بسان مرد، از نظر شخصیت و كرامت انسانى نگریست و نفقه و مهر او را بر عهده مرد نهاد و او را شریك زندگى او نمود كه نه تنها خود میراث مرد نیست، كه از او ارث هم مى‏برد.

زن بسان مرد مى‏تواند در عرصه‏هاى دینى، فرهنگى و حتى نظامى و اقتصادى با حفظ شؤون و كرامت خویش حضور یابد و مثمرثمر واقع شود و به تعالى برسد.

 نمونه بارز آن، حضور دو بانوى نمونه اسلام حضرت زهرا و حضرت زینب علیهم السلام در عرصه‏هاى مختلف خانوادگى و اجتماعى است.

ظهور و حكومت حضرت مهدى (عج) نیز بسان بعثت رسول (ص) تحولات عظیمى را در پى خواهد داشت و از جمله زن امروز را كه با آب و رنگى مدرن‏تر به دوران جاهلیت باز گردانده شده است، وارد مرحله جدیدى از كرامت و شخصیت خواهد نمود. حال كدام فعالیت‏ها و مسئولیت‏هاى حكومتى در اختیار زنان لایق و كاردان قرار خواهد گرفت، امرى است كه تا شاهد آن نباشیم، قضاوت در مورد جزئیات آن مشكل است؛ زیرا دانش و آگاهى ما به وقایع و حوادث آن زمان، از راه مراجعه به آیات و روایات است و جزئیات این وقایع از طریق روایات به دست ما نرسیده است.


. . .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 


وقتي تو نيستي 

تو نیستی 
و انسان به طرز غریبانه ای عریان می شود
و تمام لحظه های شنیدن، کر...
«تو نیستی» 
الفبای معصومانه ای است
در کالبد مسخ دفترمان جاری...
دنیا 
آبستن کودکان عصیان 
و عرصه بی دریغ پاییز گونه ای است
که زانوان سبز آزادی را 
بارها زمین می زند
طنین آمدنت مگر 
به سرودی بلند بدل کند 
هجای سست عدالت را 
سال ها ایستاده ایم
به بدرقه شانه هایت 

در رواق هایی بی حوصله و 

تو نيستي...

ملیحه سیف آبادی

منبع: اشارات، شماره 121، صص 221 – 223.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آسمانی  | 

ما هم مثل اولواالعزم من الرسل برای برپايي ظهور امام زمان(عج) عزم نشان دهیم

 

در اين زمانه ضمن اينكه در اين كشور زندگي مي‌كنيم و به انقلاب و رهبري رهبر معظم انقلاب مقيد هستيم سعي كنيم كه ما نيز چون انبياء علیهم السلام روحاً‌، صفاتاً‌، ميلاً‌، شخصيتاً‌ و حتي زماناً‌ در آينده باشيم. با تمام وجودمان در آن حال و هوا باشيم. تمام وقايع را از آن منظر نگاه كنيم، هر اتفاقي كه در آسمان و زمين مي‌افتد را در آن راستا يعني در راستاي حوادث قبل از ظهور ببينيم. ما در قرآن به اين گونه رفتار دعوت شده ايم. اولواالعزم من الرسل كساني هستند كه بيشترين عزم را نسبت به امام زمان (عج) از خود نشان دادند همانگونه كه خداوند از آنان عهد و میثاق گرفته بود، از خود عزم نشان دادند و ما احاديثي حاكي از اين ماجرا داريم، ايشان بيشترين عزم را نسبت به امام زمان از خود نشان دادند، نه نسبت به شناخت امام زمان، نه نسبت به شناخت چهره امام زمان، نه نسبت به شناسنامه امام زمان، بلكه نسبت به نصرت امام زمان و نسبت به برپايي ظهور امام زمان. نسبت به مهدوي شدن عزم نشان دادند و بيشترين عزم را هم از خود نشان دادند. ما نيز در اين معركه وارد شويم.

کاش توجه بيشتري نسبت به امام زمان ( عج ) كه از قرن ها پيش قلوب بزرگترين اولياء خدا و انبیاء متوجه او بوده، بنمائيم و بدانيم خداوند نيز خود را جزو منتظرين او قرار داده و فرموده است:

"اِنّي مَعَكُم مِن المنتَظرين"

--------------------------
منبع: قسمت 32 از خطب نادره امام علي عليه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 
موعود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 
سكوت كوچه‌هاي تارِ جانم، گريه مي‌خواهد
تمام بندبندِ استخوانم، گريه مي‌خواهد
ببار اي ابر باران‌زا! ميان شعرهاي من
كه بغض آشناي آسمانم، گريه مي‌خواهد
بهاري كن مرا جانا! كه من پابند پاييزم
و آهنگ غزلهاي جوانم، گريه مي‌خواهد
نمي‌خواهم دگر آيينه را؛ چشمان من مُردند
كه در متنش نگاه ناتوانم، گريه مي‌خواهد
چنان دق كرده احساسم ميان شعر تنهايي
كه حتّي گريه‌هاي بي‌امانم، گريه مي‌خواهد
                                                         فرهام شاه آبادي فراهاني
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آسمانی  | 

برای امام عصر ارواحنا فداه دعا کنیم و به یاد او باشیم
غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام) که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است  نیستیم!

از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام) هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است! هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد. خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!
با این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است  به خلاف ظهور و فرج عمومی - با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟
کار آفتاب، اِضائه [نورافشانی] است هر چند پشت ابر باشد. حضرت صاحب (عج) هم همین طور است، هر چند در پس پردۀ غیبت باشد!... چشم ما نمی بیند، ولی عده ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، ارتباطی با آن حضرت دارند.

آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

ای کاش می نشستیم و دربارۀ این که حضرت غائب (علیه السلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم!

اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!


با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض حضرت حجّت (علیه السلام) رجوع کرد.

حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!
جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.
ما طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟
منبع: سايت آيت الله بهجت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آسمانی  | 
پیامبر گرامی اسلام فرمود :

خوشا به حال منتظرانی که به حضور قائم برسند آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند با دوست او عاشقانه دوست اند و موافق و با دشمن او خصمانه دشمن اند و مخالف.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آسمانی  |